شهروزبراری صیقلانی

نتایج جستجو برای عبارت :

شهروزبراری صیقلانی

   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
   این روایتی ست حقیقی از تجربه ی شخصی نویسنده  در مواجهه با پدیده ای اعجاز انگیز بنام عشق.     این اثر از دو اپیزود کوتاه تشکیل شده که به روایت مشترک از جانب دو سوی ماجرا میپردازد .  نوشته شده توسط شهروزبراري صيقلاني
ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">













ادامه مطلب
 چهارطبقه خیانت روایت زندگانی زوج های نسل جدید است بقلم شهروز براری صيقلاني  
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
 
ادامه مطلب
  و   
مجموعه داستان های کوتاه با نثر روان از نشر میهن بقلم شین براری. از عاشقانه های کوچه بازاری و حقیقی تشکیل شده که  با سایز رقعی با تعداد صفحات 420صفحه   به رنگ کاغذ 4cream. و فونت نازنین  به چاپ و نشر و توزیع رسیده است .   این اثر بدلیل توقف طولانی در ممیزی چاپ کتاب  با اصلاحیات بسیار و  تحمیلی موفق به کسب مجوز فیپا و ثبت در رده بنده کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران شود  و در ژانر عاشقانه  جای گرفت .   حدالمقدور این اثر  با فرجام هایی متفاوت از
  و   
مجموعه داستان های کوتاه با نثر روان از نشر میهن بقلم شین براری. از عاشقانه های کوچه بازاری و حقیقی تشکیل شده که  با سایز رقعی با تعداد صفحات 420صفحه   به رنگ کاغذ 4cream. و فونت نازنین  به چاپ و نشر و توزیع رسیده است .   این اثر بدلیل توقف طولانی در ممیزی چاپ کتاب  با اصلاحیات بسیار و  تحمیلی موفق به کسب مجوز فیپا و ثبت در رده بنده کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران شود  و در ژانر عاشقانه  جای گرفت .   حدالمقدور این اثر  با فرجام هایی متفاوت از
ترانه عاشقانه شین براری برای دریافت نمایید عنوان: شهروز براری صيقلاني ترانه ↑عاشقانه رشتیتوضیحات: ترانه لاکو جان فورکلور ↑محلی گیلانی . با گیتار و ترانه ای قدیمی در غم رنجش یار از عاشق بابت بروز سؤ تفاهمی که یک حسود و غریبه به دروغ ادعا کرده است که یار ↑دخترک با شخصی دگر است و این سبب جدایی گشته . شهروز براری صيقلاني  برای گوش دادن و یا دانلود این ترانه به روی علامت سبز رنگ بالا↑ کلیک تمایید . ↑ 
آهنگ  یاس   در وصف مولانا رومی و  آمو
ترانه عاشقانه شین براری برای دریافت نمایید عنوان: شهروز براری صيقلاني ترانه ↑عاشقانه رشتیتوضیحات: ترانه لاکو جان فورکلور ↑محلی گیلانی . با گیتار و ترانه ای قدیمی در غم رنجش یار از عاشق بابت بروز سؤ تفاهمی که یک حسود و غریبه به دروغ ادعا کرده است که یار ↑دخترک با شخصی دگر است و این سبب جدایی گشته . شهروز براری صيقلاني  برای گوش دادن و یا دانلود این ترانه به روی علامت سبز رنگ بالا↑ کلیک تمایید . ↑ 
آهنگ  یاس   در وصف مولانا رومی و  آمو
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )    من   هفته رو   خیس ،  و  بالدار ، بطور  سینه خیز  و با  درد گذراندم . ما دهه ی  شصتی ها خیلی ماهیم .   والا.  خلاصه  با بی حوصلگی  سوار بر قایق تکنفره ای   در تلاطم دریای طوفانی  از جنس  دخترانه های ماهانه ، پارو زدم تا ساحل  ارامش  رو از پشت  امواج غریب در غم انگیزترین  لحظات هفته ،یعنی   غروب جمعه  دیدم . 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
داستانی حقیقی ولی عجیب از پرونده های قضایی. افرادی غریب و بی ادعا که تجربه هایی غیر معمول از سر گذرانده اند و تقصیر از بد ماجرا و شانس خراب شان بوده تا دشمنی و کینه ورزی های عامدانه و گاه سو تفاهمات با تبعات سنگین و جبران نشدنی 
ادامه مطلب
      چکیده از جلسات آموزش نویسندگی
       مدرس شهروز براری صيقلاني
 
 
  ژوبلاگ آموزش نویسندگی کلیک کنید
 
 
 
چکیده موضوع جلسه ششم[][] آموزش نویسندگی خلاق سطح پیشرفته با استاد شهروز براری صيقلاني کانون پویندگان دانش
 
هنرجویان عزیز ، بیگانگی پدیده ای هستش به قدمت زندگی انسان که معنای بسیار وسیعی داره. دامنه ی مفهوم این پدیده از غربت رمانتیک که حاصل دلتنگی و بازگشت به کودکی و روستاست، شروع میشه و تا غربت روان شناختی که حاصل فرار از خویشتن
      چکیده از جلسات آموزش نویسندگی
       مدرس شهروز براری صيقلاني
 
 
  ژوبلاگ آموزش نویسندگی کلیک کنید
 
 
 
چکیده موضوع جلسه ششم[][] آموزش نویسندگی خلاق سطح پیشرفته با استاد شهروز براری صيقلاني کانون پویندگان دانش
 
هنرجویان عزیز ، بیگانگی پدیده ای هستش به قدمت زندگی انسان که معنای بسیار وسیعی داره. دامنه ی مفهوم این پدیده از غربت رمانتیک که حاصل دلتنگی و بازگشت به کودکی و روستاست، شروع میشه و تا غربت روان شناختی که حاصل فرار از خویشتن
      چکیده از جلسات آموزش نویسندگی
       مدرس شهروز براری صيقلاني
 
 
  ژوبلاگ آموزش نویسندگی کلیک کنید
 
 
 
چکیده موضوع جلسه ششم[][] آموزش نویسندگی خلاق سطح پیشرفته با استاد شهروز براری صيقلاني کانون پویندگان دانش
 
هنرجویان عزیز ، بیگانگی پدیده ای هستش به قدمت زندگی انسان که معنای بسیار وسیعی داره. دامنه ی مفهوم این پدیده از غربت رمانتیک که حاصل دلتنگی و بازگشت به کودکی و روستاست، شروع میشه و تا غربت روان شناختی که حاصل فرار از خویشتن
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
    . ژیلا مساعد ، لیلا کردبچه، چیستا یثربی.  و.از بهترین های شعر وطن .
  مهسا پهلوان ،  نسیم لطفی ، نرگس دوست ،   از تازه های شعر نو وطن هستند
     چیستا یثربی ، اثار متعددی از این بانوی خ.ش قلم در سبک های سپید، نو ، موج نو  موجود است . 
              اقلیدی ،             فروغ فرخزاد       
                    نرگس دوست . از شعرای خوب و  احساس نویس ما   از اساتید خوب ادبیات و شعرسرایی 
         ژیلا مساعد  
        .     مریم سوادکوهی ، لیلا کردبچه ، هد
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
   نشر  شایستگان منتشر کرد:  دنیای وارونه.   تعبیر رویای محال.   دو اثر جدید بلند. بقلم شین براری. در آذر ماه خزان 1397 چاپ و منتشر گردیده بود ک ه با استقبال. خوبی از جانب مخاطب قشر خاص مواجه. گردید و اکنون. با توجه به وضعیت بحران کاغذ. زمینه ی چاپ مجدد آن. فراهم نمیباشد. و در این پست به جملاتی محدود از این دو اثر پرداخته ایم 
اثر داستانی بلند بنام #تعبیر رویای بلند. 
ادامه مطلب
به صورت پر از عصبانیت اقای سلیمی نگاه میکنم 
-سلام پدر
-علیک سلام داماد قلابی حالت چطوره ؟ 
-من باید براتون توضیح میدادم میدونم اما واقعا تو ااون شرایط نمیشد
-حالا میشه مثلا ؟ چرا فک کردی الان به توضیحاتت احتیاج دارم؟
حالا که بهم دروغ گفتی الان که دخترم رو تو بدترین شرایط ممکن بردی ؟ 
الان که داشتی دخترم رو دستی دستی برای یک 
ماموریت مسخره به کشتن میدادی؟ ها ؟ چرا فکر کردی به توضیحاتت احتیاج دارم؟
-من میدونم که دروغ گفتم اما باور کنید لازم بود
به صورت پر از عصبانیت اقای سلیمی نگاه میکنم 
-سلام پدر
-علیک سلام داماد قلابی حالت چطوره ؟ 
-من باید براتون توضیح میدادم میدونم اما واقعا تو ااون شرایط نمیشد
-حالا میشه مثلا ؟ چرا فک کردی الان به توضیحاتت احتیاج دارم؟
حالا که بهم دروغ گفتی الان که دخترم رو تو بدترین شرایط ممکن بردی ؟ 
الان که داشتی دخترم رو دستی دستی برای یک 
ماموریت مسخره به کشتن میدادی؟ ها ؟ چرا فکر کردی به توضیحاتت احتیاج دارم؟
-من میدونم که دروغ گفتم اما باور کنید لازم بود
به صورت پر از عصبانیت اقای سلیمی نگاه میکنم 
-سلام پدر
-علیک سلام داماد قلابی حالت چطوره ؟ 
-من باید براتون توضیح میدادم میدونم اما واقعا تو ااون شرایط نمیشد
-حالا میشه مثلا ؟ چرا فک کردی الان به توضیحاتت احتیاج دارم؟
حالا که بهم دروغ گفتی الان که دخترم رو تو بدترین شرایط ممکن بردی ؟ 
الان که داشتی دخترم رو دستی دستی برای یک 
ماموریت مسخره به کشتن میدادی؟ ها ؟ چرا فکر کردی به توضیحاتت احتیاج دارم؟
-من میدونم که دروغ گفتم اما باور کنید لازم بود
کلیک نمایید وبلاگ رمان مجازی رایگان شهروزبراري 
                      درگذر ایام و چرخش فصل به فصل ، تقویم چهاربرگ دیواری ،به خط تقارن نشست!.
  در قاب تصویرِ آسمان ، دستِ سرنوشت دولا شد ، تقدیر قرینه گشت!
زیر تابش شلاقبار خورشید ، تابستان پرعطش از شهر گذشت.  
اولین برگ زرد  آرام برسنگفرش شهر نشست  
فصل ناخشنودی‌ها رسید.
ابرهای سیاه بروی رشت خیمه‌ زدند.
خزان سوار بر باد وحشی، به دروازه‌ی شهر رسید.
ساعت لنگ لنگان به نیمه‌ ی رشت رسید ، پیرمر
کلیک نمایید وبلاگ رمان مجازی رایگان شهروزبراري 
                      درگذر ایام و چرخش فصل به فصل ، تقویم چهاربرگ دیواری ،به خط تقارن نشست!.
  در قاب تصویرِ آسمان ، دستِ سرنوشت دولا شد ، تقدیر قرینه گشت!
زیر تابش شلاقبار خورشید ، تابستان پرعطش از شهر گذشت.  
اولین برگ زرد  آرام برسنگفرش شهر نشست  
فصل ناخشنودی‌ها رسید.
ابرهای سیاه بروی رشت خیمه‌ زدند.
خزان سوار بر باد وحشی، به دروازه‌ی شهر رسید.
ساعت لنگ لنگان به نیمه‌ ی رشت رسید ، پیرمر
کلیک نمایید وبلاگ رمان مجازی رایگان شهروزبراري 
                      درگذر ایام و چرخش فصل به فصل ، تقویم چهاربرگ دیواری ،به خط تقارن نشست!.
  در قاب تصویرِ آسمان ، دستِ سرنوشت دولا شد ، تقدیر قرینه گشت!
زیر تابش شلاقبار خورشید ، تابستان پرعطش از شهر گذشت.  
اولین برگ زرد  آرام برسنگفرش شهر نشست  
فصل ناخشنودی‌ها رسید.
ابرهای سیاه بروی رشت خیمه‌ زدند.
خزان سوار بر باد وحشی، به دروازه‌ی شهر رسید.
ساعت لنگ لنگان به نیمه‌ ی رشت رسید ، پیرمر
معرفی سه اثر  از سه سبک متفاوت   و موفق    را با من یعنی  شرمین نوژه همراه شوید؛  _____________________________1____________________________ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺘﺎﺏ ﺳﻤﻔﻮﻧ ﻣﺮﺩﺎﻥ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓﺘﺎﺏ ‏ ﺳﻤﻔﻮﻧ ﻣﺮﺩﺎﻥ ‏» ﻧﻮﺷﺘﻪ ‏ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓ ‏» ، ﻧﻮﺴﻨﺪﻩ ﻧﺎﻡﺁﺷﻨﺎ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﺳﺖ . ﺍﻦ ﺘﺎﺏ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﺰﻩ ﺑﻨﺎﺩ ﺳﻮﺭﺎﻣ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۱ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﻧﻤﻪ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪ ﻣﻨﻨﺪ ، ﻣﻦ ﻣﺎﻝ ﻧﻤﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻧﻤﻪ ﺩﻭﻡ . ﺁﻥ ﻪ ﻧﻤﻪ
معرفی سه اثر  از سه سبک متفاوت   و موفق    را با من یعنی  شرمین نوژه همراه شوید؛  _____________________________1____________________________ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺘﺎﺏ ﺳﻤﻔﻮﻧ ﻣﺮﺩﺎﻥ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓﺘﺎﺏ ‏ ﺳﻤﻔﻮﻧ ﻣﺮﺩﺎﻥ ‏» ﻧﻮﺷﺘﻪ ‏ ﻋﺒﺎﺱ ﻣﻌﺮﻭﻓ ‏» ، ﻧﻮﺴﻨﺪﻩ ﻧﺎﻡﺁﺷﻨﺎ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﺳﺖ . ﺍﻦ ﺘﺎﺏ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﺰﻩ ﺑﻨﺎﺩ ﺳﻮﺭﺎﻣ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۱ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺁﺩﻡﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﻧﻤﻪ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪ ﻣﻨﻨﺪ ، ﻣﻦ ﻣﺎﻝ ﻧﻤﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻧﻤﻪ ﺩﻭﻡ . ﺁﻥ ﻪ ﻧﻤﻪ
بعضی روزها، بعضی وقت‌ها، ساعت‌ها، لحظه‌ها، آنقدر خسته‌ای، آنقدر پری، آنقدر ابری هستی که بارانی شدن را به انتظار می‌نشینی. 
‏آن وقت، می‌نشینی پشت پنجره دلت و چشم به آسمان ابری می‌دوزی. 
‏می نشینی و دستت را زیر چانه‌ات می‌زنی، نه از بی‌حوصلگی. دستت را زیر چانه‌ات می زنی تا سرت بالا بماند. 
‏می نشینی و تکیه‌ات را به پشتی یک صندلی می‌دهی، نه از خستگی. تکیه می‌دهی تا کمرت خم نشود. تا خم نشود زیر بار نامردمی‌ها، تا خم نشوی زیر سنگینی نگا
بعضی روزها، بعضی وقت‌ها، ساعت‌ها، لحظه‌ها، آنقدر خسته‌ای، آنقدر پری، آنقدر ابری هستی که بارانی شدن را به انتظار می‌نشینی. 
‏آن وقت، می‌نشینی پشت پنجره دلت و چشم به آسمان ابری می‌دوزی. 
‏می نشینی و دستت را زیر چانه‌ات می‌زنی، نه از بی‌حوصلگی. دستت را زیر چانه‌ات می زنی تا سرت بالا بماند. 
‏می نشینی و تکیه‌ات را به پشتی یک صندلی می‌دهی، نه از خستگی. تکیه می‌دهی تا کمرت خم نشود. تا خم نشود زیر بار نامردمی‌ها، تا خم نشوی زیر سنگینی نگا
بعضی روزها، بعضی وقت‌ها، ساعت‌ها، لحظه‌ها، آنقدر خسته‌ای، آنقدر پری، آنقدر ابری هستی که بارانی شدن را به انتظار می‌نشینی. 
‏آن وقت، می‌نشینی پشت پنجره دلت و چشم به آسمان ابری می‌دوزی. 
‏می نشینی و دستت را زیر چانه‌ات می‌زنی، نه از بی‌حوصلگی. دستت را زیر چانه‌ات می زنی تا سرت بالا بماند. 
‏می نشینی و تکیه‌ات را به پشتی یک صندلی می‌دهی، نه از خستگی. تکیه می‌دهی تا کمرت خم نشود. تا خم نشود زیر بار نامردمی‌ها، تا خم نشوی زیر سنگینی نگا
بعضی روزها، بعضی وقت‌ها، ساعت‌ها، لحظه‌ها، آنقدر خسته‌ای، آنقدر پری، آنقدر ابری هستی که بارانی شدن را به انتظار می‌نشینی. 
‏آن وقت، می‌نشینی پشت پنجره دلت و چشم به آسمان ابری می‌دوزی. 
‏می نشینی و دستت را زیر چانه‌ات می‌زنی، نه از بی‌حوصلگی. دستت را زیر چانه‌ات می زنی تا سرت بالا بماند. 
‏می نشینی و تکیه‌ات را به پشتی یک صندلی می‌دهی، نه از خستگی. تکیه می‌دهی تا کمرت خم نشود. تا خم نشود زیر بار نامردمی‌ها، تا خم نشوی زیر سنگینی نگا
فعلِ شکستن و تَرَک برداشتن . توضیح می‌دهیم که شکستن را می‌توانیم حاصل برخورد یک قلوه‌سنگ با شیشه و ترک برداشتن را نتیجه‌ی پرتاب سکه‌ای به سمت شیشه در نظر بگیریم.
همه می‌دانیم که در ادبیات رایج و آشنا، شکستن فعلی شدید‌تر و حادثه‌ای مهم‌تر از ترک خوردن محسوب می‌شود. اما فرض کنید می‌خواهید حس خود را هنگام شنیدن یک خبر بد (مثلاً درگذشت پدرِ دوست‌تان) بیان کنید. کدام ترکیب اثر عمیق‌تری را منعکس می‌کند:
دلم شکست یا دل‌شکسته شدم)
قلبم ترَ
فعلِ شکستن و تَرَک برداشتن . توضیح می‌دهیم که شکستن را می‌توانیم حاصل برخورد یک قلوه‌سنگ با شیشه و ترک برداشتن را نتیجه‌ی پرتاب سکه‌ای به سمت شیشه در نظر بگیریم.
همه می‌دانیم که در ادبیات رایج و آشنا، شکستن فعلی شدید‌تر و حادثه‌ای مهم‌تر از ترک خوردن محسوب می‌شود. اما فرض کنید می‌خواهید حس خود را هنگام شنیدن یک خبر بد (مثلاً درگذشت پدرِ دوست‌تان) بیان کنید. کدام ترکیب اثر عمیق‌تری را منعکس می‌کند:
دلم شکست یا دل‌شکسته شدم)
قلبم ترَ
فعلِ شکستن و تَرَک برداشتن . توضیح می‌دهیم که شکستن را می‌توانیم حاصل برخورد یک قلوه‌سنگ با شیشه و ترک برداشتن را نتیجه‌ی پرتاب سکه‌ای به سمت شیشه در نظر بگیریم.
همه می‌دانیم که در ادبیات رایج و آشنا، شکستن فعلی شدید‌تر و حادثه‌ای مهم‌تر از ترک خوردن محسوب می‌شود. اما فرض کنید می‌خواهید حس خود را هنگام شنیدن یک خبر بد (مثلاً درگذشت پدرِ دوست‌تان) بیان کنید. کدام ترکیب اثر عمیق‌تری را منعکس می‌کند:
دلم شکست یا دل‌شکسته شدم)
قلبم ترَ
فعلِ شکستن و تَرَک برداشتن . توضیح می‌دهیم که شکستن را می‌توانیم حاصل برخورد یک قلوه‌سنگ با شیشه و ترک برداشتن را نتیجه‌ی پرتاب سکه‌ای به سمت شیشه در نظر بگیریم.
همه می‌دانیم که در ادبیات رایج و آشنا، شکستن فعلی شدید‌تر و حادثه‌ای مهم‌تر از ترک خوردن محسوب می‌شود. اما فرض کنید می‌خواهید حس خود را هنگام شنیدن یک خبر بد (مثلاً درگذشت پدرِ دوست‌تان) بیان کنید. کدام ترکیب اثر عمیق‌تری را منعکس می‌کند:
دلم شکست یا دل‌شکسته شدم)
قلبم ترَ
حتما کلیک کنید رمانکده آغداشلو  
             
 جملات و پاراگراف ها ی بهتر           
شهربانو واثق پنسیلوانیا . 
 
.
زیادی خوب بودن، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
و همه به جای شیشه، منظره بیرون را نگاه میکنند
(سیمین بهبهانی)
._____ _ __________________________________________________
. عیب زندگی اینه که هرچی بیشتر می‌گذره
دایره کسانی که میشه بهشون اعتماد کرد کوچیکتر میشه . 
سمیرا پایبندی اصل  
_____________________________________
حتما کلیک کنید رمانکده آغداشلو  
             
 جملات و پاراگراف ها ی بهتر           
شهربانو واثق پنسیلوانیا . 
 
.
زیادی خوب بودن، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
و همه به جای شیشه، منظره بیرون را نگاه میکنند
(سیمین بهبهانی)
._____ _ __________________________________________________
. عیب زندگی اینه که هرچی بیشتر می‌گذره
دایره کسانی که میشه بهشون اعتماد کرد کوچیکتر میشه . 
سمیرا پایبندی اصل  
_____________________________________
حتما کلیک کنید رمانکده آغداشلو  
             
 جملات و پاراگراف ها ی بهتر           
شهربانو واثق پنسیلوانیا . 
 
.
زیادی خوب بودن، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
و همه به جای شیشه، منظره بیرون را نگاه میکنند
(سیمین بهبهانی)
._____ _ __________________________________________________
. عیب زندگی اینه که هرچی بیشتر می‌گذره
دایره کسانی که میشه بهشون اعتماد کرد کوچیکتر میشه . 
سمیرا پایبندی اصل  
_____________________________________
  از صفحه ۱ تا ۱۰ رمان دلارام و آرشام  از شین براری  بازنشر 
  د  قصه ی ما یه مردِآرشاممردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونهولیحِرفه ش چیه؟زورگیری؟!باج گیری؟!کالهبرداری؟!یاگناهش خالفه یا خالفش گناه؟شاید هم هر دوگناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!وجدان داره؟!من که میگم دارهولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش د
  از صفحه ۱ تا ۱۰ رمان دلارام و آرشام  از شین براری  بازنشر 
  د  قصه ی ما یه مردِآرشاممردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونهولیحِرفه ش چیه؟زورگیری؟!باج گیری؟!کالهبرداری؟!یاگناهش خالفه یا خالفش گناه؟شاید هم هر دوگناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!وجدان داره؟!من که میگم دارهولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش د
  بخدا سبب  سر افکندگی و جای بسی شرمندگیه   که کارمون به چنین   مطالبی میرسه    اما     اخه  اون عزیز دلی که ناراحتی قلبی داره و    من  نون و نمک خورده شم  و نمک پرورده شم  و  زمانی  شرط گذاشت که من برم دانشگاه تا دخترش رو بده بهم و من  بجای فوق دیپلم  با کارشناسی ارشد   بعد سینزده سال    مجدد  مثل پونه دم لونه مار  سبز شدم  ،     اخه      این کارای  جنبل جادو از شما بعیده که مثلا قشر فرهنگی جامعه هستید و  سالیان سال   استاد  و اموزگار   و تربیت کن
  بخدا سبب  سر افکندگی و جای بسی شرمندگیه   که کارمون به چنین   مطالبی میرسه    اما     اخه  اون عزیز دلی که ناراحتی قلبی داره و    من  نون و نمک خورده شم  و نمک پرورده شم  و  زمانی  شرط گذاشت که من برم دانشگاه تا دخترش رو بده بهم و من  بجای فوق دیپلم  با کارشناسی ارشد   بعد سینزده سال    مجدد  مثل پونه دم لونه مار  سبز شدم  ،     اخه      این کارای  جنبل جادو از شما بعیده که مثلا قشر فرهنگی جامعه هستید و  سالیان سال   استاد  و اموزگار   و تربیت کن
  بخدا سبب  سر افکندگی و جای بسی شرمندگیه   که کارمون به چنین   مطالبی میرسه    اما     اخه  اون عزیز دلی که ناراحتی قلبی داره و    من  نون و نمک خورده شم  و نمک پرورده شم  و  زمانی  شرط گذاشت که من برم دانشگاه تا دخترش رو بده بهم و من  بجای فوق دیپلم  با کارشناسی ارشد   بعد سینزده سال    مجدد  مثل پونه دم لونه مار  سبز شدم  ،     اخه      این کارای  جنبل جادو از شما بعیده که مثلا قشر فرهنگی جامعه هستید و  سالیان سال   استاد  و اموزگار   و تربیت کن
  بخدا سبب  سر افکندگی و جای بسی شرمندگیه   که کارمون به چنین   مطالبی میرسه    اما     اخه  اون عزیز دلی که ناراحتی قلبی داره و    من  نون و نمک خورده شم  و نمک پرورده شم  و  زمانی  شرط گذاشت که من برم دانشگاه تا دخترش رو بده بهم و من  بجای فوق دیپلم  با کارشناسی ارشد   بعد سینزده سال    مجدد  مثل پونه دم لونه مار  سبز شدم  ،     اخه      این کارای  جنبل جادو از شما بعیده که مثلا قشر فرهنگی جامعه هستید و  سالیان سال   استاد  و اموزگار   و تربیت کن
           
   سلام دوستان 
من رزیتا قریشی چهاردهی هستم از پرسنل کادر تیم پرستاری بیمارستان رازی شهر رشت ، گیلان . ایران . من طی مورخه 10بهمن ماه ، 1398 الی 10 اسفند 1398 بعنوان پرستار در بیمارستان انجام وظیفه نمودم . و اکنون علاماتی حاکی بر مبتلا به ویروس کرونا در من مشاهده شده و من بطور داوطلبانه اعلام و به قرنتینه امده ام. قرنتینه در محیط غیر بهداشتی و بی توجه به نکات اصولی در مکان نامعلومی برپا شده . که اکنون روزانه با مینی بوس ددر نوبت های جداگانه
           
   سلام دوستان 
من رزیتا قریشی چهاردهی هستم از پرسنل کادر تیم پرستاری بیمارستان رازی شهر رشت ، گیلان . ایران . من طی مورخه 10بهمن ماه ، 1398 الی 10 اسفند 1398 بعنوان پرستار در بیمارستان انجام وظیفه نمودم . و اکنون علاماتی حاکی بر مبتلا به ویروس کرونا در من مشاهده شده و من بطور داوطلبانه اعلام و به قرنتینه امده ام. قرنتینه در محیط غیر بهداشتی و بی توجه به نکات اصولی در مکان نامعلومی برپا شده . که اکنون روزانه با مینی بوس ددر نوبت های جداگانه
من در زندگی معجزه دیده ام .  اما یستگی دارد شما تصورتان از  معجزه چه باشد ؟   من  اولین بار در  دو سالگی در  روی بالکن سوار تاب کودک بودم و مادرم همزمان با حل کردن جدول ، مرا تاب میداد  و همچنین تلفنی مشغول غیبت کردن بود که ناگهان از طبقه چهارم اپارتمان   طناب تاب از آویز در امد و من به پرواز در آمدم  اما؟   پرواز؟ بی پر؟. بی بال؟   شاید بهتر است بگویم  سقوط ازاد. من خیلی  بی خیال و سرخوش و شادمان سقوط کردم و بدون برداشتن حتی یک خراش زنده و سا
من در زندگی معجزه دیده ام .  اما یستگی دارد شما تصورتان از  معجزه چه باشد ؟   من  اولین بار در  دو سالگی در  روی بالکن سوار تاب کودک بودم و مادرم همزمان با حل کردن جدول ، مرا تاب میداد  و همچنین تلفنی مشغول غیبت کردن بود که ناگهان از طبقه چهارم اپارتمان   طناب تاب از آویز در امد و من به پرواز در آمدم  اما؟   پرواز؟ بی پر؟. بی بال؟   شاید بهتر است بگویم  سقوط ازاد. من خیلی  بی خیال و سرخوش و شادمان سقوط کردم و بدون برداشتن حتی یک خراش زنده و سا
  دخترکی با چشمان سخنگو
بنام بهاره . انتهای کوچه ی بن بست یاس و زنبق ، سنبله ،  پشت قاب پنجره ی چوبی ، غمزده و اندوهگین با چشماش به نقطه ی نامعلومی در روبرو خیره مونده و به افکاری ژرف شیرجه زده ، تا یک به یک خاطراتش رو مرور کنه   .
    
رشت_شهری شاد، ولی ابری ، با آسمانی خیس و زمینی بارانی !.
     __ساعــت گردِ بزرگ شهر، و عــَقربه‌های خـَستگی نــاپذیرش  بــی‌‍وقفــه در چرخشی پـُرتکرار و بــی‌نَوَسـان، روزها را یک‍ــ‌به‌ی‍ک‌ از تقوی
  دخترکی با چشمان سخنگو
بنام بهاره . انتهای کوچه ی بن بست یاس و زنبق ، سنبله ،  پشت قاب پنجره ی چوبی ، غمزده و اندوهگین با چشماش به نقطه ی نامعلومی در روبرو خیره مونده و به افکاری ژرف شیرجه زده ، تا یک به یک خاطراتش رو مرور کنه   .
    
رشت_شهری شاد، ولی ابری ، با آسمانی خیس و زمینی بارانی !.
     __ساعــت گردِ بزرگ شهر، و عــَقربه‌های خـَستگی نــاپذیرش  بــی‌‍وقفــه در چرخشی پـُرتکرار و بــی‌نَوَسـان، روزها را یک‍ــ‌به‌ی‍ک‌ از تقوی
  دخترکی با چشمان سخنگو
بنام بهاره . انتهای کوچه ی بن بست یاس و زنبق ، سنبله ،  پشت قاب پنجره ی چوبی ، غمزده و اندوهگین با چشماش به نقطه ی نامعلومی در روبرو خیره مونده و به افکاری ژرف شیرجه زده ، تا یک به یک خاطراتش رو مرور کنه   .
    
رشت_شهری شاد، ولی ابری ، با آسمانی خیس و زمینی بارانی !.
     __ساعــت گردِ بزرگ شهر، و عــَقربه‌های خـَستگی نــاپذیرش  بــی‌‍وقفــه در چرخشی پـُرتکرار و بــی‌نَوَسـان، روزها را یک‍ــ‌به‌ی‍ک‌ از تقوی
                 . داستان کوتاه
 
داستان کوتاه، روایت نسبتا کوتاهی است که در آن گروه محدودی از شخصیت‌ها در یک صحنه منفرد مشارکت دارند و با وحدت عمل و نشان دادن برشی از زندگی واقعی یا ذهنی در مجموع تاثیر واحدی را القا می‌کنند. از نظر کمی، داستان کوتاه روایتی است کوتاه‌تر از رمان با کمتر از ۱۰ هزار کلمه که حوادث و اشخاص آن محدودند و برخلاف رمان که ممکن است تاثیرات متعددی بر خواننده بگذارد، تاثیر واحدی را القا می‌کند؛ بنابراین داستان کوتاه اف
                 . داستان کوتاه
 
داستان کوتاه، روایت نسبتا کوتاهی است که در آن گروه محدودی از شخصیت‌ها در یک صحنه منفرد مشارکت دارند و با وحدت عمل و نشان دادن برشی از زندگی واقعی یا ذهنی در مجموع تاثیر واحدی را القا می‌کنند. از نظر کمی، داستان کوتاه روایتی است کوتاه‌تر از رمان با کمتر از ۱۰ هزار کلمه که حوادث و اشخاص آن محدودند و برخلاف رمان که ممکن است تاثیرات متعددی بر خواننده بگذارد، تاثیر واحدی را القا می‌کند؛ بنابراین داستان کوتاه اف
                 . داستان کوتاه
 
داستان کوتاه، روایت نسبتا کوتاهی است که در آن گروه محدودی از شخصیت‌ها در یک صحنه منفرد مشارکت دارند و با وحدت عمل و نشان دادن برشی از زندگی واقعی یا ذهنی در مجموع تاثیر واحدی را القا می‌کنند. از نظر کمی، داستان کوتاه روایتی است کوتاه‌تر از رمان با کمتر از ۱۰ هزار کلمه که حوادث و اشخاص آن محدودند و برخلاف رمان که ممکن است تاثیرات متعددی بر خواننده بگذارد، تاثیر واحدی را القا می‌کند؛ بنابراین داستان کوتاه اف
                 . داستان کوتاه
 
داستان کوتاه، روایت نسبتا کوتاهی است که در آن گروه محدودی از شخصیت‌ها در یک صحنه منفرد مشارکت دارند و با وحدت عمل و نشان دادن برشی از زندگی واقعی یا ذهنی در مجموع تاثیر واحدی را القا می‌کنند. از نظر کمی، داستان کوتاه روایتی است کوتاه‌تر از رمان با کمتر از ۱۰ هزار کلمه که حوادث و اشخاص آن محدودند و برخلاف رمان که ممکن است تاثیرات متعددی بر خواننده بگذارد، تاثیر واحدی را القا می‌کند؛ بنابراین داستان کوتاه اف
    مردی ایستاده در باد !.             امید  مظلومی   . . . . 
 تابستان و تب تند و پر عطش روزهای طولانی و داغ شهریور از شهر خیس رشت گذشت و تقویم به خط تقارن رسید و گذر ایام به ماه مهر نشست . در پستوی شهر خیس و باران های نقره ای مردی دستانش را در جیب هایش پنهان نموده تا خالی بودنش را از چشم روزگار مخفی کرده باشد ، مردی با ته ریش طلایی رنگ که گویای بی توجه بودنش به امورات روزمره است و بی انگیزگی اش را عیان میسازد درون شیشه ی مغازه ای تعطیل نگاهی به انعک
    مردی ایستاده در باد !.             امید  مظلومی   . . . . 
 تابستان و تب تند و پر عطش روزهای طولانی و داغ شهریور از شهر خیس رشت گذشت و تقویم به خط تقارن رسید و گذر ایام به ماه مهر نشست . در پستوی شهر خیس و باران های نقره ای مردی دستانش را در جیب هایش پنهان نموده تا خالی بودنش را از چشم روزگار مخفی کرده باشد ، مردی با ته ریش طلایی رنگ که گویای بی توجه بودنش به امورات روزمره است و بی انگیزگی اش را عیان میسازد درون شیشه ی مغازه ای تعطیل نگاهی به انعک
    مردی ایستاده در باد !.             امید  مظلومی   . . . . 
 تابستان و تب تند و پر عطش روزهای طولانی و داغ شهریور از شهر خیس رشت گذشت و تقویم به خط تقارن رسید و گذر ایام به ماه مهر نشست . در پستوی شهر خیس و باران های نقره ای مردی دستانش را در جیب هایش پنهان نموده تا خالی بودنش را از چشم روزگار مخفی کرده باشد ، مردی با ته ریش طلایی رنگ که گویای بی توجه بودنش به امورات روزمره است و بی انگیزگی اش را عیان میسازد درون شیشه ی مغازه ای تعطیل نگاهی به انعک
خزان ۱۳۹۸آخرین نفس‌هایم را در سینه‌ام حبس کرده‌ام. اشک در چشمانم حلقه می‌زند. اما از دوست داشتن او دست نمی‌کشم. نفس‌هایم بوی درد می‌دهند. بوی فیلتر سوخته‌ای که زیر پایش له شد. نمی‌دانم چرا تلاشی نمی‌کنم این دقایق آخر. نفس کشیدن از جایی برایم سخت شد که نخواستم با سرنوشت کنار بیام. آنجا بود که فهمیدم جنگیدن با این دنیا فایده نداره. از این بالا  همه ی شهر را میتوان دید .    یعنی اکنون او کجاست؟  کنار چه کسی ست؟  هیچ به یادم می افتد یا که نه ؟
خزان ۱۳۹۸آخرین نفس‌هایم را در سینه‌ام حبس کرده‌ام. اشک در چشمانم حلقه می‌زند. اما از دوست داشتن او دست نمی‌کشم. نفس‌هایم بوی درد می‌دهند. بوی فیلتر سوخته‌ای که زیر پایش له شد. نمی‌دانم چرا تلاشی نمی‌کنم این دقایق آخر. نفس کشیدن از جایی برایم سخت شد که نخواستم با سرنوشت کنار بیام. آنجا بود که فهمیدم جنگیدن با این دنیا فایده نداره. از این بالا  همه ی شهر را میتوان دید .    یعنی اکنون او کجاست؟  کنار چه کسی ست؟  هیچ به یادم می افتد یا که نه ؟
دانلود سریال ایرانی احضار
دانلود سریال احضار با لینک مستقیم و کیفیت ۴۸۰p
دانلود سریال احضار تمامی قسمت ها یکجا
خلاصه داستان :
سریال احضار درباره ی زنی به نام گیسو است که شوهرش با صمیمی ترین دوست گیسو یعنی پروا رابطه دارد و به گیسو خیانت می کند بعد از مرگ گیسو با پروا ازدواج می کند اما گویی گیسو هنوز به دنبال انهاست
هنرمندان سریال احضار :
آرش مهاجر، صنوبر فرهپور، نارنین کیوانی، شهریار صيقلاني، ریحانه رضی، بنیامین پیروانی، رامتین غروی، ایم
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )←شین بازنشر      ما نوجوان و شادیم   ، عاشق  و  با هم یاریم  کلی حرف برای گفتن داریم، کلی موضوع مشترک، کلی خاطره و پیشینه مشترک، کلی علایق و سلایق مشترک. من از اینکه فکر کنی عجیب‌غریبم، یا چون مثل بقیه فکر نمی‌کنم خل و چلی چیزی هستم، نمی‌ترسم. با شهروز که هستم  به معنای حقیقی کلمه  احساس خوشبختی میکنم  اما  امان از لحظه ی  خداحافظیدقیقا روی دیگر سکه و حس درماندگی بهم هجوم میاره و من
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )←شین بازنشر      ما نوجوان و شادیم   ، عاشق  و  با هم یاریم  کلی حرف برای گفتن داریم، کلی موضوع مشترک، کلی خاطره و پیشینه مشترک، کلی علایق و سلایق مشترک. من از اینکه فکر کنی عجیب‌غریبم، یا چون مثل بقیه فکر نمی‌کنم خل و چلی چیزی هستم، نمی‌ترسم. با شهروز که هستم  به معنای حقیقی کلمه  احساس خوشبختی میکنم  اما  امان از لحظه ی  خداحافظیدقیقا روی دیگر سکه و حس درماندگی بهم هجوم میاره و من
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )←شین بازنشر    وقتی خوبیم، خیلی خوبیم. خیلی خیلی خوبیم. کلی حرف برای گفتن داریم، کلی موضوع مشترک، کلی خاطره و پیشینه مشترک، کلی علایق و سلایق مشترک. من از اینکه فکر کنی عجیب‌غریبم، یا چون مثل بقیه فکر نمی‌کنم خل و چلی چیزی هستم، نمی‌ترسم. با شهروز که هستم  به معنای حقیقی کلمه  احساس خوشبختی میکنم  اما  امان از لحظه ی  خداحافظیدقیقا روی دیگر سکه و حس درماندگی بهم هجوم میاره و من هم  
 دخترانه های  یک ذهن  خوددرگیر   ( شهروز براری صيقلاني )←شین بازنشر    وقتی خوبیم، خیلی خوبیم. خیلی خیلی خوبیم. کلی حرف برای گفتن داریم، کلی موضوع مشترک، کلی خاطره و پیشینه مشترک، کلی علایق و سلایق مشترک. من از اینکه فکر کنی عجیب‌غریبم، یا چون مثل بقیه فکر نمی‌کنم خل و چلی چیزی هستم، نمی‌ترسم. با شهروز که هستم  به معنای حقیقی کلمه  احساس خوشبختی میکنم  اما  امان از لحظه ی  خداحافظیدقیقا روی دیگر سکه و حس درماندگی بهم هجوم میاره و من هم  
صفحه    ۱۱ iranbooktehran.blohfa.com   پاکت رو از روی میز برداشتمنگاهش کردمسرش رو تکان داداینبار قدم هام رو محکم تر برداشتم از اتاق بیرون اومدمپاکت رو توی دستام فشردم******************جلوی اینه ایستادمدستی به کت و شلوار خوش دوختی که به تن داشتم کشیدممشکیرنگ مورد عالقه ی من بودامشب برای اجرای مرحله ی اول نقشه م دعوت شده بودمشیشه ی شفاف ادکلنم رو از روی میز برداشتمبه زیر گردن و موچ دستم زدمبوش مست کننده بودتحریک کنندهجذب کنندههمونی که  می خ
صفحه    ۱۱ iranbooktehran.blohfa.com   پاکت رو از روی میز برداشتمنگاهش کردمسرش رو تکان داداینبار قدم هام رو محکم تر برداشتم از اتاق بیرون اومدمپاکت رو توی دستام فشردم******************جلوی اینه ایستادمدستی به کت و شلوار خوش دوختی که به تن داشتم کشیدممشکیرنگ مورد عالقه ی من بودامشب برای اجرای مرحله ی اول نقشه م دعوت شده بودمشیشه ی شفاف ادکلنم رو از روی میز برداشتمبه زیر گردن و موچ دستم زدمبوش مست کننده بودتحریک کنندهجذب کنندههمونی که  می خ
 از صفحه ۱۰ تا ۲۰    رمان عاشقانه   شین براری صيقلاني   بازنشر 
صفحه    ۱۱ iranbooktehran.blohfa.com   پاکت رو از روی میز برداشتمنگاهش کردمسرش رو تکان داداینبار قدم هام رو محکم تر برداشتم از اتاق بیرون اومدمپاکت رو توی دستام فشردم******************جلوی اینه ایستادمدستی به کت و شلوار خوش دوختی که به تن داشتم کشیدممشکیرنگ مورد عالقه ی من بودامشب برای اجرای مرحله ی اول نقشه م دعوت شده بودمشیشه ی شفاف ادکلنم رو از روی میز برداشتمبه زیر گردن و موچ
 از صفحه ۱۰ تا ۲۰    رمان عاشقانه   شین براری صيقلاني   بازنشر 
صفحه    ۱۱ iranbooktehran.blohfa.com   پاکت رو از روی میز برداشتمنگاهش کردمسرش رو تکان داداینبار قدم هام رو محکم تر برداشتم از اتاق بیرون اومدمپاکت رو توی دستام فشردم******************جلوی اینه ایستادمدستی به کت و شلوار خوش دوختی که به تن داشتم کشیدممشکیرنگ مورد عالقه ی من بودامشب برای اجرای مرحله ی اول نقشه م دعوت شده بودمشیشه ی شفاف ادکلنم رو از روی میز برداشتمبه زیر گردن و موچ
 
       داستان  کوتاه  شماره ۶ 
  حاملگی اخوانده     شین  براری  
 
آسمان میبارد اما در نگاه دخترک این بارش زیباست، او حامل مهمترین خبر روزگارش است ، خبری که بخاطرش از دانشگاه انصراف داده و مشتاق گفتن خبر به شریک زندگیش لحظات را به شمارش نشسته تا عاقبت به مقصد رسیده ، راننده چمدان ها را یکی یکی از صندوق عقب ماشین بیرون می آورد و می گذاشت کنار ساختمان با سنگهای سیاه ، نام ساختمان پارسا بود اما حروف برجسته ی نصب شده بر نمای ساختمان کج و نامف
 
       داستان  کوتاه  شماره ۶ 
  حاملگی اخوانده     شین  براری  
 
آسمان میبارد اما در نگاه دخترک این بارش زیباست، او حامل مهمترین خبر روزگارش است ، خبری که بخاطرش از دانشگاه انصراف داده و مشتاق گفتن خبر به شریک زندگیش لحظات را به شمارش نشسته تا عاقبت به مقصد رسیده ، راننده چمدان ها را یکی یکی از صندوق عقب ماشین بیرون می آورد و می گذاشت کنار ساختمان با سنگهای سیاه ، نام ساختمان پارسا بود اما حروف برجسته ی نصب شده بر نمای ساختمان کج و نامف
یا خدا این صدای جیغ از کجا میاد. درجا میشینم نگاه میکنم به دور و ورم انگار از تو تخت منه صدا. اوپـــــــــــس این که صدای زنگ گوشیمه از عسلی کنار تخت برش می دارم و نگاش میکنم. ساعت 7 چه زود صبح شدا من هنوز خوابم میاد . با یک نگاه غمگین از تخت خوابم دل میکنم و خودمو جلوی آینه نگاه میکنم عادتمه مبخوام انقد خودمو نگاه کنم تا یاد بگیرم مثل آدم بخوابم که صب مثل این آنگولایی ها بیدار نشم. وای که چقد من حرف زدم.خود درگیری دارم دیگه .
صورتمو شستم و مسواک ز
یا خدا این صدای جیغ از کجا میاد. درجا میشینم نگاه میکنم به دور و ورم انگار از تو تخت منه صدا. اوپـــــــــــس این که صدای زنگ گوشیمه از عسلی کنار تخت برش می دارم و نگاش میکنم. ساعت 7 چه زود صبح شدا من هنوز خوابم میاد . با یک نگاه غمگین از تخت خوابم دل میکنم و خودمو جلوی آینه نگاه میکنم عادتمه مبخوام انقد خودمو نگاه کنم تا یاد بگیرم مثل آدم بخوابم که صب مثل این آنگولایی ها بیدار نشم. وای که چقد من حرف زدم.خود درگیری دارم دیگه .
صورتمو شستم و مسواک ز
یا خدا این صدای جیغ از کجا میاد. درجا میشینم نگاه میکنم به دور و ورم انگار از تو تخت منه صدا. اوپـــــــــــس این که صدای زنگ گوشیمه از عسلی کنار تخت برش می دارم و نگاش میکنم. ساعت 7 چه زود صبح شدا من هنوز خوابم میاد . با یک نگاه غمگین از تخت خوابم دل میکنم و خودمو جلوی آینه نگاه میکنم عادتمه مبخوام انقد خودمو نگاه کنم تا یاد بگیرم مثل آدم بخوابم که صب مثل این آنگولایی ها بیدار نشم. وای که چقد من حرف زدم.خود درگیری دارم دیگه .
صورتمو شستم و مسواک ز
  د  قصه ی ما یه مردِآرشاممردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونهولیحِرفه ش چیه؟زورگیری؟!باج گیری؟!کالهبرداری؟!یاگناهش خالفه یا خالفش گناه؟شاید هم هر دوگناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!وجدان داره؟!من که میگم دارهولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش داد ولیکسی جرات نداشت اونو گناهکار بخونهاین قصه از کجا شروع
  د  قصه ی ما یه مردِآرشاممردی که به ظاهر خودش رو گناهکار نمی دونهولیحِرفه ش چیه؟زورگیری؟!باج گیری؟!کالهبرداری؟!یاگناهش خالفه یا خالفش گناه؟شاید هم هر دوگناهکارِ قصه ی ما دل داره؟!وجدان داره؟!من که میگم دارهولی اگر دل داره و وجدان حالیشه پس چرا شد گناهکار؟!!چی شد که آرشام این مسیر رو تو زندگیش انتخاب کرد و تهش رسید به اینجا که این اسم شد لقبش؟!لقبی که خودش به خودش داد ولیکسی جرات نداشت اونو گناهکار بخونهاین قصه از کجا شروع
 رمان   عاشقانه      دیبا   ااپیزود   ۱۱      
دوباره به نیشابور بازگشتیم . همه از دیدنم شاد شدند . به جز زینت که با سردی سلام کرد و به مطبخ رفت .
 
من و نازلی هر روز یکدیگر را ملاقات می کردیم و با هم تبادل افکار می کردیم . ماه های به سرعت سپری می شد . اوائل مرداد بود که نازلی برای دیدار و اقامتی چهار ماهه به فرانسه مراجعت کرد . بعد از رفتن او دوباره تنها شدم . مهتا هر چند وقتی با من تماس می گرفت و مرا از اوضاع خانواده با خبر می کرد . احمد این روز ها شاد
 رمان   عاشقانه      دیبا   ااپیزود   ۱۱      
دوباره به نیشابور بازگشتیم . همه از دیدنم شاد شدند . به جز زینت که با سردی سلام کرد و به مطبخ رفت .
 
من و نازلی هر روز یکدیگر را ملاقات می کردیم و با هم تبادل افکار می کردیم . ماه های به سرعت سپری می شد . اوائل مرداد بود که نازلی برای دیدار و اقامتی چهار ماهه به فرانسه مراجعت کرد . بعد از رفتن او دوباره تنها شدم . مهتا هر چند وقتی با من تماس می گرفت و مرا از اوضاع خانواده با خبر می کرد . احمد این روز ها شاد
 رمان   عاشقانه      دیبا   ااپیزود   ۱۱      
دوباره به نیشابور بازگشتیم . همه از دیدنم شاد شدند . به جز زینت که با سردی سلام کرد و به مطبخ رفت .
 
من و نازلی هر روز یکدیگر را ملاقات می کردیم و با هم تبادل افکار می کردیم . ماه های به سرعت سپری می شد . اوائل مرداد بود که نازلی برای دیدار و اقامتی چهار ماهه به فرانسه مراجعت کرد . بعد از رفتن او دوباره تنها شدم . مهتا هر چند وقتی با من تماس می گرفت و مرا از اوضاع خانواده با خبر می کرد . احمد این روز ها شاد
 رمان   عاشقانه      دیبا   ااپیزود   ۱۱      
دوباره به نیشابور بازگشتیم . همه از دیدنم شاد شدند . به جز زینت که با سردی سلام کرد و به مطبخ رفت .
 
من و نازلی هر روز یکدیگر را ملاقات می کردیم و با هم تبادل افکار می کردیم . ماه های به سرعت سپری می شد . اوائل مرداد بود که نازلی برای دیدار و اقامتی چهار ماهه به فرانسه مراجعت کرد . بعد از رفتن او دوباره تنها شدم . مهتا هر چند وقتی با من تماس می گرفت و مرا از اوضاع خانواده با خبر می کرد . احمد این روز ها شاد
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Justin 💜صداي هستي💜 يک آيه در روز تخفیف خوشمزه ترین مزه ها گروه تبليغاتي عصري نو مــــامـــان مینا گُــزارِش میکُنَـــــد! اسرا 22 ثبت شرکت و ثبت برند و علامت تجاری هانا ثبت Jay