قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی

نتایج جستجو برای عبارت :

قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی

شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
شعر گاه نمی شود که نمی شود از قيصر امين پور
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشودگاهي نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
چه شد؟ خاک از خواب بیدار شدبه خود گفت: انگار من زنده ام!دوباره شکفته است گل از گلمببین بوی گل می دهد خنده ام!نوشتند چون حرف ناگفته ایگل لاله را بر لب جویبارچه شد؟ باز انگار آتش گرفتهمه گل به گل دامن سبزه زارچنین گفت در گوش گل، غنچه ای:نسیمی مرا قلقلک می دهدزمین زیر پایم نفس می کشدهوا بوی باد خنک می دهدصدای نفس های نرم نسیمبه بازیگری گفت: اینک منم!که با دست های نوازشگرمگلی بر سر شاخه ها می زنم!از این سوره ی سبز و آیات سرخکتاب زمین پر علامت شدهزمی
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشود
گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهي نفس به تیزی شمشیر میشود
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشود
گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهي نفس به تیزی شمشیر میشود
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشود
گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهي نفس به تیزی شمشیر میشود
گاهي گمان نميکني ولی خوب میشود
گاهي نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهي بساط عیش خودش جور میشودگاهي دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهي هزار دوره دعا بی اجابت استگاهي نگفته قرعه به نام تو میشودگاهي گدای گدایی و بخت با تو یار نیستگاهي تمام شهر گدای تو میشودگاهي برای خنده دلم تنگ میشودگاهي دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهي تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهي نفس به تیزی شمشیر میشود
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
تو درامید بهاری و ، من درهوای نسیمم تو .گمان مدارکه بهار ، گل وسبزه نیست .گل هست وسبزه هست وبهار ، لبخند خورشیدش ازتو .زنسیم لطیف بهارخوش بینم و ، بادصبا وعطرنسیمش ازتو .باغ گلشن وشکوفه هست و ، بااغبان خوش مرامش ازتو .درباغ آفت هست وهم گل ، طبیبا رحمانیتش ازتو .غرآ
غنچه با دل گرفته گفت:
"زندگی،
لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است."
 
گل به خنده گفت:
"زندگی شکفتن است
با زبان سبز، راز گفتن است."
گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش می رسد.
تو چه فکر می کنی؟
راستی کدام یک درست گفته اند؟
 
قيصر امين پور
غنچه با دل گرفته گفت:
"زندگی،
لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است."
 
گل به خنده گفت:
"زندگی شکفتن است
با زبان سبز، راز گفتن است."
گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش می رسد.
تو چه فکر می کنی؟
راستی کدام یک درست گفته اند؟
 
قيصر امين پور
مدت ها بود که حس می کردم فضای وبلاگم با نام و توضیحاتش هم خوانی ندارد و تصمیم داشتم که نامش را عوض کنم.نام های مختلفی از ذهنم گذشت،اما حس می کردم مناسب نبود.به دیوان مولانا هم سری زدم اما نتیجه ای ندیدم،آخر سر کتاب گزینه اشعار قيصر امين پور را باز کردم و با "یادداشت های گم شده"مواجه شدم.که بنظرم در حال حاضر بهترین انتخاب می بود!!!
ادامه مطلب
مدت ها بود که حس می کردم فضای وبلاگم با نام و توضیحاتش هم خوانی ندارد و تصمیم داشتم که نامش را عوض کنم.نام های مختلفی از ذهنم گذشت،اما حس می کردم مناسب نبود.به دیوان مولانا هم سری زدم اما نتیجه ای ندیدم،آخر سر کتاب گزینه اشعار قيصر امين پور را باز کردم و با "یادداشت های گم شده"مواجه شدم.که بنظرم در حال حاضر بهترین انتخاب می بود!!!
ادامه مطلب
مدت ها بود که حس می کردم فضای وبلاگم با نام و توضیحاتش هم خوانی ندارد و تصمیم داشتم که نامش را عوض کنم.نام های مختلفی از ذهنم گذشت،اما حس می کردم مناسب نبود.به دیوان مولانا هم سری زدم اما نتیجه ای ندیدم،آخر سر کتاب گزینه اشعار قيصر امين پور را باز کردم و با "یادداشت های گم شده"مواجه شدم.که بنظرم در حال حاضر بهترین انتخاب می بود!!!
ادامه مطلب
مدت ها بود که حس می کردم فضای وبلاگم با نام و توضیحاتش هم خوانی ندارد و تصمیم داشتم که نامش را عوض کنم.نام های مختلفی از ذهنم گذشت،اما حس می کردم مناسب نبود.به دیوان مولانا هم سری زدم اما نتیجه ای ندیدم،آخر سر کتاب گزینه اشعار قيصر امين پور را باز کردم و با "یادداشت های گم شده"مواجه شدم.که بنظرم در حال حاضر بهترین انتخاب می بود!!!
ادامه مطلب
+ امروز مادرم گفته ناهار درست نکنید، ظهر با بابام میاره برامون :)
- ایول دمت گرم امين
x حوالی ساعت 12، صدای زنگ به گوش می رسه. می رم دم در و با پدر و مادر امين مواجه می شم که غذا رو داخل سبدی تحویلم می دن و می رن، بعد از تشکر و تعارف میرم داخل انبار و سبد رو در اختیار امين می ذارم
+ بچه ها بفرمایید
- [اواسط غذا خوردن] : امين دستتون درد نکنه، از مادر هم خیلی تشکر کن
- [بعد از خوردن غذا] : امين آدی خیلی ممنون، حسابی از مادر تشکر کن
- [موقع شستن ظرفا] : امين آدی خ
+ امروز مادرم گفته ناهار درست نکنید، ظهر با بابام میاره برامون :)
- ایول دمت گرم امين
x حوالی ساعت 12، صدای زنگ به گوش می رسه. می رم دم در و با پدر و مادر امين مواجه می شم که غذا رو داخل سبدی تحویلم می دن و می رن، بعد از تشکر و تعارف میرم داخل انبار و سبد رو در اختیار امين می ذارم
+ بچه ها بفرمایید
- [اواسط غذا خوردن] : امين دستتون درد نکنه، از مادر هم خیلی تشکر کن
- [بعد از خوردن غذا] : امين آدی خیلی ممنون، حسابی از مادر تشکر کن
- [موقع شستن ظرفا] : امين آدی خ
در خیال عبث است آن که گمان می برد می توان عشق را با رقصیدن قلم بر روی کاغذ آوَرَد.
هر بار که میخواهم از تو بنویسم، از دوست داشتنت، از آن حسی که در درون سینه ام هست، در می مانم، لال میشوم و فکر می کنم چگونه می توانم بگویم دوستت دارم؟ البته که مسأله گفتن نیست، گفتن را که همه از بر هستند. یا گمان نبر که مسأله فهماندن دوست داشتن هست که چه بسیار روباه صفتانی که به دیگری فهماندن که دوستشان دارند و سرابی از عشق ساختن و فریب دادند و فریب و فریب.
مسأله باو
در خیال عبث است آن که گمان می برد می توان عشق را با رقصیدن قلم بر روی کاغذ آوَرَد.
هر بار که میخواهم از تو بنویسم، از دوست داشتنت، از آن حسی که در درون سینه ام هست، در می مانم، لال میشوم و فکر می کنم چگونه می توانم بگویم دوستت دارم؟ البته که مسأله گفتن نیست، گفتن را که همه از بر هستند. یا گمان نبر که مسأله فهماندن دوست داشتن هست که چه بسیار روباه صفتانی که به دیگری فهماندن که دوستشان دارند و سرابی از عشق ساختن و فریب دادند و فریب و فریب.
مسأله باو
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
ازرنجی که میبرم اینه هرروز بلا استثنا با یه پیکان سن خدابیامرز بابای بابابزرگم میرم ومیام!!
محله ما اینجوریه که چندتا کوچه پیاده میرم بعد میرسم به ایستگاه تاکسیا بعد بی ار تی بعد متروجان!

مشاهده شده که هنگام بستن درماشین ، دستگیره در هم دراومده !

چندباری هم هولش دادن !!

ولی اصل موضوع همین نیست.

اسم راننده اوس عباس شوفره!!

قبلا مکانیکی داشته آتیش گرفته ازمکانیکیش فقط لقب اوستارو داره!!

تومحل ما اسم + شغل به کارمیبرن.

فوراگزمپل: اکبرشاطر، سام
خدایا این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی
مناجات شعبانیه»
-حواسمون به آرزوهامون هست!؟
-این یه خط،امان از این یه خط مناجات، چند ساعت فقط باعث شد فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم.
-همین
ادامه مطلب
خدایا این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی
مناجات شعبانیه»
-حواسمون به آرزوهامون هست!؟
-این یه خط،امان از این یه خط مناجات، چند ساعت فقط باعث شد فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم.
-همین
ادامه مطلب
خدایا این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ام، از درگاهت بازگردانی
مناجات شعبانیه»
-حواسمون به آرزوهامون هست!؟
-این یه خط،امان از این یه خط مناجات، چند ساعت فقط باعث شد فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم.
-همین
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی به نام نابDownload New Music Mehdi Jahani – Nabمهدی جهانی نابتا منو عاشق نکنی ول نميکني حرف داری اما درد و دل نميکنيمیدونی که چه جوری آتیش بکشی دلمو .خوب منو میکشونی دنبال خودت میدونی تهش میکنی منو مال خودتمن میدونم آخرش میبازی به من دلتو .کم کم داره از دستم میره دلم میدونی نباشی میگیره دلمواست بی قرارم آتیشه دلم هیچ جوره نمیشه عادی شه برمبرای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .دانلود آهنگ با کیفیت 320
در این مخروبه ی پر از رنج، عیار آدم به نوع دردی ست که توی گنجه ی دلش پنهان کرده. برای من که غم بازم، برای من که چراغ به دست می گردم دنبال آدمی که دردش از شکم و زیر شکمش بالاتر رفته باشد، تحمل این روزها و آدم های اطرافم سخت شده، خیلی سخت. عصبی شده ام. گمان می کنم دارم می گندم. 
در این مخروبه ی پر از رنج، عیار آدم به نوع دردی ست که توی گنجه ی دلش پنهان کرده. برای من که غم بازم، برای من که چراغ به دست می گردم دنبال آدمی که دردش از شکم و زیر شکمش بالاتر رفته باشد، تحمل این روزها و آدم های اطرافم سخت شده، خیلی سخت. عصبی شده ام. گمان می کنم دارم می گندم. 
در این مخروبه ی پر از رنج، عیار آدم به نوع دردی ست که توی گنجه ی دلش پنهان کرده. برای من که غم بازم، برای من که چراغ به دست می گردم دنبال آدمی که دردش از شکم و زیر شکمش بالاتر رفته باشد، تحمل این روزها و آدم های اطرافم سخت شده، خیلی سخت. عصبی شده ام. گمان می کنم دارم می گندم. 
٧٦»بَلى‌ مَنْ‌ أَوْفى‌ بِعَهْدِهِ‌ وَ اتَّقى‌ فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ یُحِبُّ‌ الْمُتَّقِینَ‌ آرى، هرکس به عهد خویش وفا کند و تقوا داشته باشد،پس بى‌گمان خداوند پرهیزکاران را دوست مى‌دارد. نکته‌ها: وفاى به عهد در تمام موارد زیر لازم است: الف:
ادامه مطلب
٧٦»بَلى‌ مَنْ‌ أَوْفى‌ بِعَهْدِهِ‌ وَ اتَّقى‌ فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ یُحِبُّ‌ الْمُتَّقِینَ‌ آرى، هرکس به عهد خویش وفا کند و تقوا داشته باشد،پس بى‌گمان خداوند پرهیزکاران را دوست مى‌دارد. نکته‌ها: وفاى به عهد در تمام موارد زیر لازم است: الف:
ادامه مطلب
٧٦»بَلى‌ مَنْ‌ أَوْفى‌ بِعَهْدِهِ‌ وَ اتَّقى‌ فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ یُحِبُّ‌ الْمُتَّقِینَ‌ آرى، هرکس به عهد خویش وفا کند و تقوا داشته باشد،پس بى‌گمان خداوند پرهیزکاران را دوست مى‌دارد. نکته‌ها: وفاى به عهد در تمام موارد زیر لازم است: الف:
ادامه مطلب
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
ای درخت آشنا شاخه های خویش راناگهان کجاجا گذاشتی؟یا به قول خواهرم فروغدستهای خویش رادر کدام باغچهعاشقانه کاشتی؟این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:چشمهای من به جای دستهای تومن به دست تو آب می دهمتو به چشم من آبرو بدهمن به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:ریشه های ما به آبشاخه های ما به آفتاب می رسدما دوباره سبز می شویم پ.ن: کمی شعر برای زلالتر شدن.
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
یا خیرالرازقینفصل اول: کلیات و اصول تفکر و تعقل
اگر میخواهی بهترین باشی،بد نباش.
امیرالمومنین(ع): هرکه دانا باشد، خود را توقف دهد.بسیار پیش می آید که نمیدانی بهترین راه حل،بهترین تصمیم یا بهترین عملکرد چیست. یعنی نمیدانی که چه کار باید بکنی اما میدانی چه کارهایی را نباید بکنیاگر این خط قرمز ها را مراعات کنی، از بهترین ها میشوی، خرابکاری نميکني، خود را به خاطر دیکران به هر خطایی مبتلا نميکني و خدا تو را در ادامه مسیر یاری میکند. گاهي برای رسی
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
.روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی.محتاج استعاره نباشد
ای روز‌های خوب که در راهید! ای جاده‌های گمشده در مه! ای روز‌های سخت ادامه! از پُشت لحظه‌ها به در آیید! ای روز آفتابی ای مثل چشم‌های خدا آبی! ای روز آمدن! ای مثلِ روز، آمدنت روشن! این روز‌ها که می‌گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم! اما با من بگو که آیا، من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟
قيصر امين پور
شعر کامل
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی؛کتابی که امين اله بخشی مشکول آن را در دست تصنیف دارد.دفتر نشر و تولید آثار فرهنگی امين اله بخشی مشکول اعلام کرد .امين اله بخشی مشکول دانش آموخته دانشگاه علامه طباطبایی تهران اخیرا از نوشتن کتابی با عنوان هنر دیگر گونه خواندن آثار ادبی و هنری خبر داد .مشارالیه در انگیزه نوشتن این کتاب افزود من از سالها پیش نوشتن کتابی با چنین موضوعی را در ذهن خود می پروراندم اما در نامگذاری آن مردد بودم و حتی قصد داشتم چنین عنوا
مدرسه ی غواصی امين آریا با مدیریت امين جدیدی│ تنها برگزار کننده ی دوره های مدرسی غواصی با حبس نفس در ایران│ 09122877462 جدیدی│غواصی آزاد│فری دایوینگ│فریدایون.تمشک کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
مدرسه ی غواصی امين آریا با مدیریت امين جدیدی│ تنها برگزار کننده ی دوره های مدرسی غواصی با حبس نفس در ایران│ 09122877462 جدیدی│غواصی آزاد│فری دایوینگ│فریدایون.تمشک کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
حسابی خرد شده‌ام. دیگر به هیچ‌کار نمی‌آیم. درست یادم نیست که کدام روز از پاییزِ پارسال بود که یاد امروزم افتاده بودم: واضح، چون جریان آب. اما آن‌روزم فراموش شده است: غریب، چون سنگی با بارانِ دیشبش. تنها صدایت را به یاد دارم. از آنوقت، اینجا همیشه دستی، ردّ حرفِ آخرش را بر سینه‌ی سطحی تجدید می‌کند که: "نه". و هربار که به تحلیل آن ردّ نامیرا ایستادم، روشنم شد که این ماده حل نشدنی است.
خواسته و ناخواسته، هر چه که باشد فاجعه‌ای به بار آمده است. فا
این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پند آموز است که در یک برنامه ی تلوزیونی مطرح شد.
 
مجری یک برنامه تلوزیونی که مهمان او یک فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید؛ بیشترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟
 
فرد ثروتمند چنین پاسخ داد:
چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی *خوشبختی* را چشیدم.
 
در *مرحله ی اول»* گمان میکردم خوشبختی در
ادامه مطلب
خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پُر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشید؛زود بر خواهد گشت.»ابری آهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم بردکه گمان داشت که هست این همه درددر کمینِ دلِ آن کودکِ خُردآری، آن روز چو می رفت کسیداشتم آمدنش را باورمن نمی دانستممعنیِ هرگز» راتو چرا بازنگشتی دیگر؟آه ای واژه ی شومخو نکرده ست دلم با تو هنوزمن پس از این همه سالچشم دارم در راهکه بیایند عزیزانم، آههـ الف سایه (هوشنگ
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم .
خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.
حتی نفس کشیدن سخت است.
خدایا ببخش .
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم .
خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.
حتی نفس کشیدن سخت است.
خدایا ببخش .
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم .
خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.
حتی نفس کشیدن سخت است.
خدایا ببخش .
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم .
خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.
حتی نفس کشیدن سخت است.
خدایا ببخش .
امين گفت نمی‌شه. یه سری جونور ریز از ته قلبم هم‌صدا شدن و شعارطور تکرار کردن که نمی‌شه،‌ نمی‌شه.هر چی می‌شینم فکر می‌کنم، کنار تمام امید‌ها و نومیدیا، ضرب و زوربا، خند‌ه‌ها و گریه‌ها، کنار همه‌ی این قشنگی‌-زشتیا، کنار همه‌ی خرده‌ریزها و این دست و پا‌ها، کنار همه پولداریا و بی‌پولیا،‌ کنار همه‌ی این‌ها، حلاوتِ نبودن، مرگ، نیست بودن(!) از هست بودن بیشتره. سیاهی‌ای رو که خیلی وقته فکر می‌کردم ازم دور شده، انگار تو عمق قلبم لونه ک
امين گفت نمی‌شه. یه سری جونور ریز از ته قلبم هم‌صدا شدن و شعارطور تکرار کردن که نمی‌شه،‌ نمی‌شه.هر چی می‌شینم فکر می‌کنم، کنار تمام امید‌ها و نومیدیا، ضرب و زوربا، خند‌ه‌ها و گریه‌ها، کنار همه‌ی این قشنگی‌-زشتیا، کنار همه‌ی خرده‌ریزها و این دست و پا‌ها، کنار همه پولداریا و بی‌پولیا،‌ کنار همه‌ی این‌ها، حلاوتِ نبودن، مرگ، نیست بودن(!) از هست بودن بیشتره. سیاهی‌ای رو که خیلی وقته فکر می‌کردم ازم دور شده، انگار تو عمق قلبم لونه ک
امين گفت نمی‌شه. یه سری جونور ریز از ته قلبم هم‌صدا شدن و شعارطور تکرار کردن که نمی‌شه،‌ نمی‌شه.هر چی می‌شینم فکر می‌کنم، کنار تمام امید‌ها و نومیدیا، ضرب و زوربا، خند‌ه‌ها و گریه‌ها، کنار همه‌ی این قشنگی‌-زشتیا، کنار همه‌ی خرده‌ریزها و این دست و پا‌ها، کنار همه پولداریا و بی‌پولیا،‌ کنار همه‌ی این‌ها، حلاوتِ نبودن، مرگ، نیست بودن(!) از هست بودن بیشتره. سیاهی‌ای رو که خیلی وقته فکر می‌کردم ازم دور شده، انگار تو عمق قلبم لونه ک
می خواهمت خیلی بیشتر از آنچه گمان می کنی خیلی زودتر از آنچه می انگاری نگذار برای بار دوم بمیرم . نگذار یک فصل دیگر از جوانی ام را با مردن زندگی کنم . نگذار همین حالا هم آنقدر دیر است که اگر یک روز آمدی و یک جوان را با موهای سفید و چهره ای خسته دیدی، گمان نکن که اشتباه آمده ای این منم !منم که با نبودنت دارم روز به روز پیر و پیرتر می شوم دارم روز به روز بیشتر آرزویت می کنم تا شاید بیایی و بگذاری که نمیرم بگذاری که مثل قبل زندگی ام را، زندگی ک
 
با ما باشید با ♫ دانلود اهنگ خدایا مگه قهری نگو دوباره صبر کن با صدای امين حبیبی به همراه تکست و بهترین کیفیت در رسانه موزیک من♫
شعر ، ملودی ، تنظیم قطعه ، میکس و مستر : امين حبیبی
Download Old Music BY : Amin Habibi | Khodaya Mage Ghahri With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa
 
متن آهنگ خدایا مگه قهری امين حبیبی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید امين بانی به نام دلیل
Download New Music Amin Bani – Dalil
★ اگه زنده موندم دلیلم تو بودی / تا اینجا رسوندم دلیلم تو بودی ★★ اگه بی هوا توی آتیش چشمات / خودم رو سوزوندم دلیلم تو بودی ★
متن ترانه امين بانی به نام دلیل
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Legend-clasher دانلود کتاب پرواز میان حروف ویسپر proxeedplus اتاق سلامتی و زندگی آقای رایمون اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری سلام الله علیها تا همیشه آذرنت